تبليغاتX
جـــــــــــــذاب
جـــــــــــــذاب
قالب وبلاگ

آرام ولي مصمم

قطره

دو قطره آب اگر كنار هم قرار بگيرند چه مي كنند؟

 آنها تصوير قطره ديگر را در خود ديده وبه هم مي پيوندند و يك قطره بزرگتر تشكيل مي دهند.

اگر چند سنگ به هم نزديك شوند چه مي شود.؟

آنها هيچ گاه با هم يكي نمي شوند.

شايد تصوير سنگ ديگر را تا حدودي در خود ببينند!

اما هيچ گاه با هم يكي نمي شوند.

بقیه در ادامه مطلب

 


ادامه مطلب
[ سه شنبه 29 آذر1390 ] [ 21:35 ] [ پونه ] [ ]
 

محرم

محرم، ماه ایثار و از جان گذشتگی است! ماه عشق و شور و فریاد است! ماه آمیختن با خون و آمیختن عشق است. 

فرا رسیدن ماه محرم را بر عاشقان اباعبدالله‌ الحسین‌(ع) تسلیت  باد

[ دوشنبه 7 آذر1390 ] [ 21:38 ] [ پونه ] [ ]
باید رهایش کرد ...

آن هنگام که دوست داری دلی را مالک شوی رهایش کن ...

پرنده در قفس زیبا نمی خواند گرچه برایت تمام لحظه ها را نغمه خوانی کند.

بگذار برود ...

تمام افق ها را بگردد و برای تمام نگاه ها آواز سر دهد.

صبور باش و رهایش کن.

گفته اند: « اگر از آن تو باشد باز می گردد و اگرنباشد ... »

قفس، آفریننده ی عشق نیست.

گمان نبر که دانه های رنگارنگ، دل، طبیعت آزاد این پرنده ی زیبا را اسیر تو می کند.

می دانم ...می دانم ...

که رها کردنش رنج می آفریند

زیرا چه بسیار رهایی ها که به دلتنگی ها و گاه فراموشی ها می انجامد.

اما ماندن بی آنکه صادقانه دل سپردنی باشد رنجی است بسی دردناک تر ...

آن هنگام که با کمترین خطایی روزنه ا ی گشاده شود و بگریزد ...

آن هنگام را چه توانی کرد؟! ...

تو می مانی و این همه روزهایی که رنج برده ای اهلی شدنش را.

رهایش کن ...

دوست داشتن را رهایی است که زیبا می کند.

پرنده ای که به تمام باغ ها سر می زند.

به تمام گل ها عشق می ورزد

و تمام سر شاخه های درختان تنها را

حتی اگر پیر و خشکیده باشند

لحظه ای میهمان می شود.

از تمام چشمه سارها می نوشد و حتی می گذارد

شیطنت کودکان، بال او را زخمی کند و خنده ای هدیه دهد ...

اگر به سویت بازگشت بدان همیشه با تو می ماند.

و اگر رفت و دل به باغی دگر سپرد به گلی دگر ...

و شاید قفسی دگر از آن تو نیست ...

بگذار رها باشد!

برای به دست آوردن دلی تلاش نکن ...

دوستش بدار

اما گمان نبر که با کوشیدن، دلی از آن تو می شود

که «کشش چو نبود از آن سو،چه سود کوشیدن ؟!...»

بگذار مهر ورزیدن چونان چشمه ای جوشان هر تشنه ای را سیراب کند

اما مگذار که دستان هوس آلوده ای گل آلودت کند.

به آنهایی عشق بورز که تو را زلال تر و زیباتر می کنند ... .

دلی را اسیر نکن و اسیر دلی نشو ...

 

این مطلب رو دوست عزیزم مهرزاد برام فرستاده منم خوشم اومد گفتم که بذارم

شما هم بخونید و نظر یادتون نره

[ شنبه 5 آذر1390 ] [ 17:47 ] [ پونه ] [ ]
 

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

یادم باشد : حرفی نزنم که دلی بلرزد و خطی ننویسم که کسی را آزار دهد... 

یادم باشد: که کوله بارم باید سبک باشد


من برای آموختن به اینجا آمده‏ام نه برای ماندن...

یادم باشد : از آب ، درس آرامی بگیرم و ازآسمان ، درس پاک زیستن...

یادم باشد: کینه را تنها با مهر و دورنگی را تنها با صداقت پاسخ  دهم...

یادم باشد: از موج دریا درس خروش بگیرم و استقامت...

یادم باشد که باید سکوت کنم

و بر سیاهی نور بپاشم ....

یادم باشد: سنگ خیلی تنهاست، باید با او لطیف رفتار کنم مبادا دل تنگش بشکند...

یادم باشد: گره تنهایی و دلتنگی هر کس تنها به دست خودش باز می شود ...

یادم باشد :هرگاه ارزش زندگی یادم رفت به کودکان بنگرم تا ارزش بودن را احساس کنم...

بهاربيست                   www.bahar-20.com          بهاربيست                   www.bahar-20.com          بهاربيست                   www.bahar-20.com          بهاربيست                   www.bahar-20.com                   

[ چهارشنبه 13 مهر1390 ] [ 19:59 ] [ پونه ] [ ]

*********افسانه عشق و جنون*********

روزی همه فضابل و تباهی ها دور هم جمع شدند خسته تر و کسل تر از همیشه. ناگهان ذکاوت ایستاد و گفت: بیایید یک بازی بکنیم؛. مثلا" قایم باشک؛ همه از این پیشنهاد شاد شدند دیوانگی فورا" فریاد زد من چشم می گذارم من چشم می گذارم. و از آنجایی که هیچ کس نمی خواست به دنبال دیوانگی برود همه قبول کردند او چشم بگذارد و به دنبال آنها بگردد. دیوانگی جلوی درختی رفت و چشمهایش را بست و شروع کرد به شمردن ....یک...دو...سه...چهار...

همه رفتند تا جایی پنهان شوند؛

لطافت خود را به شاخ ماه آویزان کرد؛ خیانت داخل انبوهی از زباله پنهان شد؛ اصالت در میان ابرها مخفی گشت؛ هوس به مرکز زمین رفت؛ دروغ گفت زیر سنگی می روم اما به ته دریا رفت؛ طمع داخل کیسه ای که دوخته بود مخفی شد. و دیوانگی مشغول شمردن بود. هفتاد و نه...هشتاد...هشتاد و یک... همه پنهان شده بودند به جز عشق که همواره مردد بود و نمیتوانست تصمیم بگیرد. و جای تعجب هم نیست چون همه می دانیم پنهان کردن عشق مشکل است. در همین حال دیوانگی به پایان شمارش می رسید. نود و ینج ...نود و شش...نود و هفت... هنگامیکه دیوانگی به صد رسید, عشق پرید و در بوته گل رز پنهان شد. دیوانگی فریاد زد دارم میام دارم میام. اولین کسی را که پیدا کرد تنبلی بود؛ زیراتنبلی، تنبلی اش آمده بود جایی پنهان شود و لطافت را یافت که به شاخ ماه آویزان بود. دروغ ته چاه؛ هوس در مرکز زمین؛ یکی یکی همه را پیدا کرد جز عشق. او از یافتن عشق ناامید شده بود. حسادت در گوشهایش زمزمه کرد؛ تو فقط باید عشق را پیدا کنی و او پشت بوته گل رز است. دیوانگی شاخه چنگک مانندی را از درخت کند و با شدت و هیجان زیاد ان را در بوته گل رز فرو کرد. و دوباره، تا با صدای ناله ای متوقف شد . عشق از پشت بوته بیرون آمد با دستهایش صورت خود را پوشانده بود و از میان انگشتانش قطرات خون بیرون می زد. شاخه ها به چشمان عشق فرو رفته بودند و او نمی توانست جایی را ببیند. او کور شده بود. دیوانگی گفت « من چه کردم؛ من چه کردم؛ چگونه می تواتم تو را درمان کنم.» عشق یاسخ داد: تو نمی توانی مرا درمان کنی، اما اگر می خواهی کاری بکنی؛ راهنمای من شو.» و اینگونه شد که از آن روز به بعد عشق کور است و دیوانگی همواره در کنار اوست.

  Image Hosted by Free Picture Hosting at www.iranxm.com

[ سه شنبه 15 شهریور1390 ] [ 20:46 ] [ پونه ] [ ]

شب قدر

 

سلام دوستای گلم شهادت امام علی (ع)روپیشاپیش تسلیت میگم و تو این شب های عزیز از همتون التماس دعا دارم

فرشته ها براي آزادي انسان ها از دستان شيطان و بخشش معاصي و بردن آنها به ملکوت مسابقه داده و منتظر نداي بنده خدا هستند. (اللهم لبيک) التماس دعا

***

شب قدر، فصل نزول انوار رحماني بر بوستان جانهاي روحاني است.
***
شب قدر، آبستن سپيده فلاح و رستگاري انسانهاي دل سپرده به مهر مهربانترين مهربانان است.
***
شب قدر، شب حضور روح و ملايك در محضر امام زمان (عج) است.
***
شب قدر، حاوي نهر نوري است كه در زلال پر بركت آن جان مؤمنان از گناه تطهير مي شود.
***
شب قدر، طلايه دار فلاح و رستگاري عارفان عاشق و عاشقان بيدل در بين شبهاي سال است.
***
شب قدر، آواي ايمان را در گوش جان مؤمنان به غيب نجوا مي كند.
***
شب قدر، شب شناخت قدر خويش است!
***
شب قدر شبي است که بايد شکواييه هجران را درنورديد و به اميد وصل و ديدار، بيدار نشست و از جام طهور «سلام» تا مطلع «فجر» سرمست بود.
***
شب قدر، شبي که بايد به ياد روي محبوب عزيز، آن يار پنهان رخسار، با دردمندي‌هاي عاشقانه ناليد و ديدار او را از خداي طلبيد.
***
شب قدر، شبي که شياطين در بند اسارتند و آدميان ايمن از آنها.
***
شبي که در آن خطاب مي‌آيد: کجايند جوانمردان شب‌خيز که در آرزوي ديدار، بي‌خواب و بي‌آرام بوده‌اند و در راه عشق شربت بلا نوشيده‌اند، تا خستگي ايشان را مرهم گذاريم و اندر اين شب قدر ايشان را با قدر و منزلت گردانيم؛ که امشب، شب نوازش بندگان است و وقت توبه گنهکاران.
***
شبي است که «ليلة البراتش» خوانند:
دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند
و اندر آن ظلمت شب آب حياتم دادند
چه مبارک سحري بود و چه فرخنده شبي
آن شب قدر که اين تازه براتم دادند
***
شب قدر، فصل نزول آيات رحماني بر بوستان جان‌هاي روحاني است.
***
شب قدر، گاه رويش جوانه‌هاي الغوث الغوث بر عرصه لب‌هاي تائب است.
***
شب قدر، بهترين منزلگاه نيايش‌گران سرسپرده به مهر حق است.
***
شب قدر، وقت شناخت قدر خويش است.
***
شب قدر، بزرگ‌ترين ميدان‌گاه سبقت گرفتن اولاد آدم در خيرات است.
***
شب قدر، فاصله مُلک و ملکوت را به حداقل ممکن مي‌رساند.
***
شب قدر، گشاينده پنجره کشف و شهود بر منظر روح عارفان است.
***
شب قدر، لاله‌اي شکفته در کوير شب‌هاي عادي سال است.
***
تشنه ام اين رمضان تشنه تر از هر رمضاني
شب قدر آمده تا قدر دل خويش بداني
ليله القدر عزيزي است بيا دل بتکانيم
سهم ما چيست از اين روز همين خانه تکاني
***
خبر آوردند که امشب از هزار شب بهتر است و يک اتفاق ويژه مي افتد و آن اينکه امشب دست ملکوت به طرف زمين کشيده مي شود..
***
شب قدر است و من قدري ندارم
چه سازم توشه قبري ندارم
***
مبادا ليله القدرت سرآيد
گنه بر ناله ام افزون تر آيد
مبادا ماه تو پايان پذيرد
ولي اين بنده ات سامان نگيرد
***

[ جمعه 28 مرداد1390 ] [ 13:27 ] [ پونه ] [ ]

آدمهای بزرگ، آدمهای متوسط، آدمهای کوچک

 


آدم های بزرگ در باره ایده ها سخن می گویند

آدم های متوسط در باره چیزها سخن می گویند

پشت سر دیگران سخن می گویند آدم های کوچک

  تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com


آدم های بزرگ درد دیگران را دارند

آدم های متوسط درد خودشان را دارند

 آدم های کوچک بی دردند


 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com


آدم های بزرگ عظمت دیگران را می بینند

آدم های متوسط به دنبال عظمت خود هستند

آدم های کوچک عظمت خود را در تحقیر دیگران می بینند


 

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com
آدم های بزرگ به دنبال کسب حکمت هستند

آدم های متوسط به دنبال کسب دانش هستند

آدم های کوچک به دنبال کسب سواد هستند


 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com
آدم های بزرگ به دنبال طرح پرسش های بی پاسخ هستند

آدم های متوسط پرسش هائی می پرسند که پاسخ دارد
 
آدم های کوچک می پندارند پاسخ همه پرسش ها را می دانند


 

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com
آدم های بزرگ به دنبال خلق مسئله هستند

آدم های متوسط به دنبال حل مسئله هستند

آدم های کوچک اصلا مسئله ندارند

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

(فرا رسیدن ماه مبارک رمضان رو هم به همه دوستای گلم تبریک میگم)

اینم منبع:www.javadsafari.blogfa.com

[ پنجشنبه 13 مرداد1390 ] [ 12:16 ] [ پونه ] [ ]

مهدی

نسل بهار
از نسل گل و بهار و آیینه توئی
منظومه انتظار دیرینه توئی
ما منتظران وعده دیداریم
خورشید زلال روز آدینه توئی
¤¤¤
ما زمزمه حضور را می فهمیم
معنای زلال نور را می فهمیم
از بس كه به داغ انتظارت ماندیم
ای باور دل! ظهور را می فهمیم

میلاد مولا امام زمان بر همه مبارک

[ شنبه 25 تیر1390 ] [ 23:16 ] [ پونه ] [ ]

سلام دوستای گلم

بالاخره منم امتحاناتمو تموم کردم وبازم اومدم با چند تا مطلب.امیدوارم خوشتون بیاد

نظر یادتون نره

از روی بد شانسی است یا خوش شانسی؟

در روزگاری کهن پیرمردی روستا زاده ای بود که یک پسر و یک اسب داشت .

روزی اسب پیرمرد فرار کرد و همه همسایگان برای دلداری به خانه اش آمدند و گفتند :
عجب شانس بدی آوردی که اسب فرار کرد !

روستا زاده پیر در جواب گفت :
از کجا می دانید که این از خوش شانسی من بوده یا بد شانسی ام ؟

و همسایه ها با تعجب گفتند ؟ خب معلومه که این از بد شانسی است
!
هنوز یک هفته از این ماجرا نگذشته بود که اسب پیرمرد به همراه بیست اسب وحشی به خانه برگشت
.
این بار همسایه ها برای تبریک نزد پیرمرد آمدند : عجب اقبال بلندی داشتی که اسبت همراه بیست اسب

دیگر به خانه برگشت .

پیرمرد بار دیگر گفت : از کجا میدانید که از خوش شانسی من بوده یا از بدشانسی ام ؟
فردای آنروز پسر پیرمرد حین سواری در میان اسبهای وحشی زمین خورد و پایش شکست
.
همسایه ها بار دیگر آمدند
:
عجب شانس بدی
.
کشاورز پیر گفت : از کجا میدانید که از خوش شانسی من بوده یا از بدشانسی ام ؟

چند تا از همسایه ها با عصبانیت گفتند : خوب معلومه که از بد شانسی تو بوده پیرمرد کودن!
چند روز بعد نیروهای دولتی برای سربازگیری از راه رسیدن و تمام جوانان سالم را برای جنگ در

سرزمین دور دستی با خود بردند . پسر کشاورزپیر بخاطر پای شکسته اش از اعزام معاف شد .
همسایه ها برای تبریک به خانه پیرمرد آمدند
:
((
عجب شانسی آوردی که پسرت معاف شد و کشاورز پیر گفت : (( از کجا میدانید که ....؟ ))

نتیجه :

همیشه زمان ثابت می کند که بسیاری از رویدادها را که بدبیاری و مسائل لاینحل زندگی خود
می پنداشته صلاح و خیرمان بوده و آ ن مسائل ، نعمات و فرصتهای بوده که زندگی به ما اهدا کرده است .


"عسی ان تکرهو شیئا و هو خیر لکم و عسی ان تحبو شیئا وهو شرلکم والله یعلم وانتم لا تعلمون...."

چه بسا چیزی را شما دوست ندارید و درحقیقت خیرشما در ان بوده وچه بسا چیزی را دوست دارید

و در واقع برای شما شر است خداوند داناست و شما نمیدانید

____________________________________________________________

آن که شنید و آن که نشنید


مردی متوجه شد که گوش همسرش سنگین شده و شنوایی اش کم شده است...


به نظرش رسید که همسرش باید سمعک بگذارد ولی نمی دانست این موضوع را چگونه با او درمیان بگذارد

. به این خاطر نزد دکتر خانوادگی شان رفت و مشکل را با او درمیان گذاشت.


دکتر گفت: برای اینکه بتوانی دقیقتر به من بگویی که میزان ناشنوایی همسرت چقدر است، آزمایش ساده ای وجود دارد. این کار را انجام بده و جوابش را به من بگو...


«ابتدا در فاصله 4 متری او بایست و با صدای معمولی ، مطلبی را به او بگو. اگر نشنید، همین کار را در فاصله 3 متری تکرار کن. بعد در 2 متری و به همین ترتیب تا بالاخره جواب بدهد.»


آن شب همسر آن مرد در آشپزخانه سرگرم تهیه شام بود و خود او در اتاق پذیرایی نشسته بود. مرد به خودش گفت: الان فاصله ما حدود 4 متر است. بگذار امتحان کنم.


سپس با صدای معمولی از همسرش پرسید:


«عزیزم ، شام چی داریم؟»

جوابی نشنید بعد بلند شد و یک متر به جلوتر به سمت آشپزخانه رفت و همان سوال را دوباره پرسید و باز هم جوابی نشنید.

 بازهم جلوتر رفت و به در آشپزخانه رسید. سوالش را تکرار کرد و بازهم جوابی نشنید. این بار جلوتر رفت و درست از پشت همسرش گفت:

 «عزیزم شام چی داریم؟» و همسرش گفت:
«مگه کری؟!» برای چهارمین بار میگم: «خوراک مرغ»!

حقیقت به همین سادگی و صراحت است.
مشکل، ممکن است آن طور که ما همیشه فکر میکنیم در دیگران نباشد؛ شاید در خودمان باشد

 

____________________________________________________________

زبان

پادشاه سرزمینی ثروتمند یکی از پیک های خود را می فرستد تا در سراسر دنیا جست و جو کند و بدترین چیز را پیدا کرده و نزد وی بیاورد.

پس از مدتی پیک نزد پادشاه باز می گردد اما با دست خالی!!

پادشاه با تعجب می پرسد: چرا دست خالی آمده ای؟ نتیجه چه شد؟

پیک زبانش را بیرون می آورد و پاسخ می دهد: سرورم، بفرمایید!

سپس توضیح می دهد که زبان، بدترین چیز در دنیاست چون می تواند کارهای خیلی بدی انجام دهد، مثل: دروغ، غیبت؛ بدگویی، تهمت و . . . و بدتراز همه این که میتواند دل کسی را بشکند؛ در نتیجه باعث آزار و رنجش دیگران و خستگی و بیماری برای خود شخص می شود.

بنابر این: زبان بدترین چیز در دنیاست . . .

پادشاه که از جواب پیک خوشنود شده بود، تصمیم می گیرد که بار دیگر او را برای یافتن بهترین چیز در دنیا، به جست و جو بفرستد.

پیک می رود و پس از مدتی دوباره دست خالی باز می گردد!

پادشاه با عصبانیت فریاد می کشد: پس کجاست؟

این بار هم پیک زبان خود را نشان می دهد!

پادشاه توضیح می خواهد و پیک می گوید: زبان بهترین چیز در دنیاست چون: پیام آور عشق است، زیبایی را فقط زبان می تواند وصف کند، با آن می توان دلی را به دست آورد و از همه مهمتر این که با آن می توان نام خدا را ذکر کرد.

بنابر این: زبان بهترین چیز در دنیاست . . .

پادشاه که از جواب های خردمندانه ی پیک خود بسیار راضی و خوشحال شده بود، مقام مشاور ارشد خود را به وی داد.

پس هیچ چیز در دنیابه طور مطلق بد یا خوب نیست و این بستگی به ما دارد که چگونه آن ها را ببینیم و از آن ها استفاده کنیم. پس حواسمان را جمع کنیم و مراقب همه چیز به خصوص زبان خود باشیم . . .

پس:ای زبان هم درد و هم در مان تویی!

.

[ پنجشنبه 23 تیر1390 ] [ 19:26 ] [ پونه ] [ ]
سلام دوستای گلم

امتحانات منم داره کم کم شروع  میشه

فعلا تا ۲۳ تیر که امتحانام تموم بشه آپ نمیکنم

ولی نظراتتون رو می خونم

با تشکر

[ دوشنبه 9 خرداد1390 ] [ 17:38 ] [ پونه ] [ ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

سلام دوستان به وبلاگم خوش اومدید
امیدوارم خوشتون بیاد
نظر یادتون نره




غیر او را عشق نامیدن خطاست
عشق مطلق در جهان تنها خداست
لینک دوستان
چت باکس


بک لینک طراحی سایت